کم توانی ذهنی؛ تعریف و تشخیص
آنچه در این مقاله می خوانید
۱ـ تعریف کم توانی ذهنی
۲ـ تعریف AAIDD از کم توانی ذهنی
۳- تعریف سنتی و جدید کم توانی ذهنی
۴ـ دسته بندی کودکان کم توان ذهنی
تعریف کم توان ذهنی
کم توانی ذهنی یکی از اختلالات رشدی و گروهی از کودکان با نیاز های ویژه است که با محدودیت های قابلی توجه در عملکرد ذهنی و رفتار سازشی مشخص می شود و بین این دو رابطه مستقیم وجود دارد اما رابطه علت و معلولی وجود ندارد.
بررسی ها نشان می دهد که این اختلال تا قبل از ۱۸ سالگی شروع می شود و بهترین زمان تشخیص این اختلال در دوران مدرسه است. بر طبق بررسی ها، این اختلال منجر به فنوتیپ های رفتاری، شامل: ناهنجاری های حرکتی،شناختی، زبانی و اجتماعی در کودکان خواهد شد.
طبق تعریف انجمن آمریکایی ناتوانی های ذهنی و رشدی، کم توانی ذهنی در سال ۲۰۱۰ جایگزین واژه عقل ماندگی ذهنی شد.
طبق ادبیات موجود کم توانی ذهنی یک نقص بالینی شناخته شده در توانایی های شناختی و انطباقی است که شیوع آن در جمعیت عمومی ۱ درصد و از هر ۱۰۰۰ نفر ۶ نفر دارای کم توانی ذهنی شدید هستند.
تعریف AAIDD از کم توانی ذهنی
طبق تعریف انجمن ناتوانی ذهنی و رشدی آمریکا(AAIDD) ناتوانی ذهنی شامل عملکرد هوشی پایین تر از میانگین است که معمولا با بهره هوشی کمتر از ۷۰ سنجیده می شود و ناتوانی ئر رفتارهای انطباقی مانند ارتباط،مراقبت از خود، مهارت های اجتماعی، خودجهت دهی، استفاده از منابع اجتماعی، بهداشت و امنیت و عملکرد تحصیلی است.
تعریف سنتی و جدید کم توانی ذهنی
تعریف سنتی کم توانی ذهنی بر اساس مدل نقص بود که بر نمره ضریب هوشی کمتر از ۷۰ متمرکز بود با این حال، تعریف جدیدی که توسط انجمن آمریکایی کم توان ذهنی(AAMR6) در سال ۱۹۹۳ ارائه شد بر مهارت های تطبیقی و نیازهای حمایتی محیطی تاکید بیشتری دارد و به یک رویکرد عملکردی و پویا تبدیل شده است.
تاکنون تعاریف مختلفی از کودکان با کم توان ذهنی ارائه شده است. ولی تعریف دقیق و روشن از آن چندان ساده نیست. انجمن روانپزشکی آمریکا در آخرین ویرایش خود با ایجاد تغییراتی نسبت به ویرایش قبلی، این ناتوانی را در زمره اختلال تحولی_هوشی قرار داده و آن را بدین صورت تعریف نموده است :«کم توان ذهنی (اختلال تحول هوشی)؛اختلالی است که دوره تحول شروع می شود و در برگیرنده نارسایی در کارکرد سازشی و هوش فرد در حوره های علمی، اجتماعی و مفهومی است». انجمن روانپزشکی آمریکا در جدید ترین تقسیم بندی کم توانی ذهنی خود با توجه به شدت و بر اساس عملکرد سازشی، کم توانی ذهنی را به چهار دسته خفیف، متوسط، شدید و عمیق تقسیم کرده است.
عملکرد انطباقی کودک کم توان ذهنی در سه حوزه مفهومی، اجتماعی و عملی
در آخرین ویرایش راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، رویکرد جدیدی در تشخیص کم توانی ذهنی اتخاذ شده است که به طور کامل با رویکرد های گذشته تفاوت دارد. پیش از این، تشخیص کم توانی ذهنی بیشتر بر اساس نمره IQ متمرکز بود و این نمره به عنوان معیار اصلی برای تعیین سطح توانایی شناختی فرد در نظر گرفته می شد. اما در ویرایش جدید DSM5، این رویکرد تغییر کرده و تأکیید بر این است که تشخیص کم توانی ذهنی نباید تنها بر اساس نمره IQ باشد. به جای اینکه فقط عملکرد شناختی فرد ارزیابی شود، عملکرد انطباقی او در سه حوزه اصلی نیز باید مورد بررسی قرار گیرد.
این سه حوزه شامل حوزه های مفهومی، اجتماعی و عملی هستند. که در ادامه به تفصیل توضیح داده خواهند شد.
الف) حوزه مفهومی؛ یادگیری، زبان و سواد
حوزه مفهومی اولین حوزه ای است که در ارزیابی کم توانی ذهنی به آن پرداخته می شود. این حوزه شامل توانایی های فرد در زمینه یادگیری، پردازش اطلاعات، زبان و سواد است. به طور خاص ارزیابی های مرتبط با این حوزه بر توانایی فرد در درک مفاهیم، یادگیری در مدرسه، تسلط به زبان، استفاده از واژگان و نوشتار و همچنین توانایی در خواندن و نوشتن تمرکز دارند. در این حوزه ممکن است افراد با کم توانی ذهنی در مهارت های پایه ای، یادگیری و ارتباطات ضعیف باشند. این ضعف در عملکرد می تواند تأثیرات زیادی بر موفقیت های آموزشی فرد، به ویژه در سطوح تحصیلی ابتدایی و متوسطه داشته باشد. بنابراین، ارزیابی این حوزه در فرایند تشخیص ضروری است چرا که به معلمان و متخصصان کمک می کند تا برنامه های آموزشی و توانبخشی متناسب با با نیاز های فردی هر کودک طراحی کنند.
ب) حوزه اجتماعی؛ تعاملات بین فردی و قضاوت اجتماعی
حوزه اجتماعی یکی دیگر از جنبه های مهم ارزیابی در تشخیص کم توانی ذهنی است. در این حوزه به تعاملات فرد با دیگران و توانایی او در درک و مدیریت موقعیت های اجتماعی پرداخته می شود این شامل توانایی های فرد در برقراری ارتباط با همسالان، خانواده، معلمان و سایر افراد است. ارزیابی اجتماعی به ویژه در ارزیابی تعاملات بین فردی، قضاوت اجتماعی و توانایی فرد در درک احساسات و نیاز های دیگران مهم است. این جنبه می تواند در زندگی فرد تأثیرات زیادی داشته باشد؛ زیرا توانایی در ایجاد روابط مثبت و مناسب با دیگران یکی از ارکان مهم زندگی اجتماعی و شغلی است. به علاوه مهارت های اجتماعی شامل توانایی فرد در درک قواعد اجتماعی، حل و فصل مشکلات بین فردی و همکاری با دیگران نیز از عوامل مؤثر در ارزیابی این حوزه است. افراد با کم توانی ذهنی معمولاً در این زمینه ها با چالش های بزرگی مواجه هستند. این مشکل می تواند منر به بروز رفتار های اجتماعی نا مناسب، عدم توانایی در درک موقعیت های اجتماعی پیچیده یا مشکل در ایجاد روابط مثبت با همسالان شود. از این رو در تشخیص کم توانی ذهنی، توجه به این بخش از زندگی فرد برای درک کامل وضعیت اجتماعی و روانی او بسیار حیاتی است.
پ) حوزه عملی؛ فعالیت های روزمره، مسؤلیت پذیری و مراقبت از خود
حوزه عملی نیز یکی از بخش های مهم ارزیابی در تشخیص کم توانی ذهنی است. این حوزه به توانایی فرد در انجام فعالیت های روزمره زندگی و مسؤلیت های شخصی او اشاره دارد. فعالیت های عملی شامل مهارت هایی مانند شستشو، غذا خوردن، مراقبت از خود، مدیریت مالی، حفظ نظم شخصی و توانایی در انجام کار های خانه است. افراد با کم توانی ذهنی ممکن است در انجام این فعالیت ها با مشکلاتی مواجه شوند که بر کیفیت زندگی روزمره آن ها تأثیر می گذارد. برای مثال؛ کودکان یا بزرگسالان با کم توانی ذهنی ممکن است در انجام وظایف ساده روزمره مانند لباس پوشیدن، مسواک زدن یا آماده سازی وعده های غذایی به کمک نیاز داشته باشند. علاوه بر این مسؤلیت پذیری در این حوزه به توانایی فرد در مدیریت زمان و مسؤلیت های خود در فعالیت های اجتماعی یا شغلی مربوط می شود. به همین دلیل ارزیابی عملکرد فرد در این حوزه برای تشخیص کم توانی ذهنی بسیار ضروری است.
با توجه به اینکه در DSM5، کم توانی ذهنی به عنوان یک وضعیت پیچیده و چند بعدی شناخته می شود، این سه حوزه (مفهومی، اجتماعی، عملی) به طور همزمان در فرایند تشخیص مورد ارزیابی قرار می گیرند. این رویکرد باعث می شود که نه تنها عملکرد شناختی فرد بلکه توانایی های عملی و اجتماعی او نیز در نظر گرفته شوند و این موضوع به تشخیص دقیق تر و جامع تری کمک می کند. اگرچه نمره IQ همچنان بخش مهمی از ارزیابی به شمار می آید اما با توجه به این طبقه بندی جدید نمی توان تنها به نمره IQ برای تشخیص کم توانی ذهنی اکتفا کرد. به ویژه در مواردی که فرد دارای عملکرد اجتماعی یا عملی قابل قبولی باشد، حتی ممکن است نمره IQ پایین تر نتایج نادرستی در تشخیص ایجاد کند. بنابراین ارزیابی همه جانبه ای که تمامی جنبه های زندگی فرد را پوشش دهد، به تشخیص دقیق تر و ئرک بهتری از وضعیت فرد کمک خواهد کرد. این تغییر در فرایند تشخیص می تواند موجب ارائه خدمات بهتر و متناسب تر به افراد با نیاز های ویژه شود. با شناسایی نیاز های مختلف در حوزه های مختلف، متخصصان می توانند برنامه های آموزشی و توانبخشی متناسب با وضعیت خاص هر فرد ارائه دهند که به بهبود کیفیت زندگی و افزایش توانمندی های فرد کمک خواهد کرد.